سامانه پیامک رایگان اس ام اس سامانه پیامک رایگان اس ام اس

انگلیسی در سفر

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
04:02
Ehsan
Related image

 

آیا به زودی قصد سفر به ایالات متحده را دارید؟ شاید دوست داشته باشید از شهرهای بزرگی مثل نیویورک، لوس آنجلس یا Grand canyon و پارک ملی Yellow Stone دیدن نمایید. مکان های گردشگری زیادی در ایالات متحده وجود دارد. اما قبل از رفتن،   زمانی را به تجدید معلومات خود در زمینه ی واژگان و اصطلاحات انگلیسی اختصاص دهید که قابل استفاده در هتل، هواپیما، حمل و نقل عمومی یا رانندگی در ایالات متحده می باشند. واژگان و اصطلاحات زیر را برای شروع بررسی کنید.
 



 


پیشخدمت، شخصی که به هنگام ورود شما به هتل، چمدانهای شما را حمل می کند و به درخواستهای شما رسیدگی میکند.


The bell boy put our suitcases on the cars as we got out of the taxi and entered the hotel.

پسر خدمتکار چمدانها را به محض پیاده شدن ما از تاکسی و ورود به هتل برداشت.


این عمل در ابتدای اقامت در هتل انجام میشود. وقتی شما اتاق رزرو کردید باید برای گرفتن کلید ثبت نام کنید.

What is the earliest time we can check in at your hotel?

نزدیک ترین زمان برای ثبت نام اتاق هتل کی است؟


این عمل در پایان اقامت شما انجام می شود. وقتی شما تسویه می کنید، هزینه ی هتل را می پردازید و کلیدها را تحویل میدهید.

Don’t forget to turn in your key when you check out.

یادتان نرود که هنگام تسویه حساب کلید را تحویل دهید.


در بیشتر هتل ها معمولا با هزینه های بالا، غذا را به اتاق می آورند.


I don’t feel like going out for dinner. Let’s stay in and order room service.

من حوصله ی رفتن به بیرون برای شام را ندارم. بهتر است سفارش سرویس اتاق را بدهیم.

 

تماس تلفنی است که توسط هتل به منظور بیدار باش برای رسیدن به یک جلسه یا پرواز برقرار می شود. شما می توانید تماس بیدار باش را از پذیرش درخواست کنید.
 

I don’t want to miss my flight tomorrow, so I’m going to ask for a wake up call at 5 am.

نمیخواهم پرواز فردا را از دست بدهم بنابراین میخواهم درخواست تماس بیدار باش در ساعت 5 صبح را بدهم.

 

خدمتکار، خانمی که بعد از ترک شما اتاق را تمیز می کند.

 

John left a tip for the maid when he checked out of his hotel.

جان زمان تسویه به خدمتکار هتل انعام داد.
 

به رزرو اتاق هتل از پیش می گویند.

If you visit New York City in the summer, you should book a room in advance because it’s a busy time of year in the Big Apple.

اگر شما در تابستان از شهر نیویورک بازدید می کنید،باید از پیش اتاق رزرو کنید، چون در هتل Big apple از زمانهای شلوغ سال است.
 

 



 


اتوبوس کوچکی که شما را از یک ترمینال به ترمینال دیگری می برد.


We got off the plane and jumped on a shuttle bus to get to other terminal for our connecting flight.

از هواپیما پیاده شدیم و سوار اتوبوس خطی شدیم که به پرواز دیگرمان برسیم.



به برخاستن هواپیما از زمین و شروع سفر می گویند.

What time does your plane take off tomorrow?

فردا چه ساعتی هواپیمایتان برمیخیزد؟



لحظه ای که هواپیمایتان با باند فرودگاه برخورد می کند و برای بار اول به مقصد می رسد.


When we touched down in L.A., I turned on my cell phone to get my messages.

وقتی در فرودگاه لوس آنجلس فرود آمدیم، تلفن همراهم را روشن کردم تا پیغام هایم را دریافت کنم.

 

وقتی در یک فرودگاه توقف می کنید و هواپیمایتان را برای رسیدن به مقصد نهایی عوض می کنید.


Mary has had a long day. She had a layover in New York on her way home to Boston.

ماری روزی طولانی داشته. او در نیویورک برای رسیدن به خانه اش در بوستون توقفی داشته است.

 

بدرقه کردن کسی که در حال رفتن به مسافرت است.

 

Dan’s mom saw him off this morning at the airport.

مادر دان امروز صبح او را در فرودگاه بدرقه کرد.


پروازی که در اواخر شب انجام می شود و بعد از صبح به مقصد می رسد.

The cheapest and most convenient flights across the United States are usually red-eyes.

ارزانترین و راحتترین پروازها به مقصد ایالات متحده معمولا پرواز شب هستند
 

فضایی در هواپیما بین محل استراحت شما و همسایه تان.

There is only one airline that offers enough elbow room.

فقط یک خط هوایی وجود دارد که فضای کافی برای استراحت دارد.



زمانی که شما سفری را شروع می کنید.

When did you set off on your journey around the world?

چه زمانی عازم سفر دور دنیا می شوید؟



جایی است که بعد از پیاده شدن از هواپیما میتوانید چمدانهای بررسی شده را بردارید. نام دیگرش Luggage carousel است.

After everyone got off the flight they went down to the baggage claim to get their luggage.

بعد از اینکه همه از هواپیما پیاده شدند به طرف محل تقاضای چمدان رفتند تا اسبابشان را تحویل بگیرند.
 
 




 

در حمل و نقل عمومی نامهای زیادی برای سفر با قطارهای زیر زمینی در ایالات متحده وجود دارد که عبارتند از:

The subway (New York City)

The T (Boston):

BART (San Francisco)

The Metro (Washington, D.C)

 


به معنی سریع سوار شدن در قطار یا مترو است.

Instead of hailing a cab, you should hop on the subway to get to 42nd street.

به جای تاکسی خبر کردن، سریع سوار مترو شو تا به خیابان چهل و دوم برسی.
 


کرایه، مقداری پول برای گرفتن بلیط مترو یا اتوبوس است.

The fare for one ride on the T in Boston is $2.50.

کرایه ی مترو در بوستون 2.5 دلار است.

 

دری است که معمولا در ورودیه ی متروها وجود دارد و اجازه ی عبور یک نفر را در آن واحد می دهد.

You can’t get through the turnstile without swiping your card.

شما بدون کشیدن کارت نمی توانید از ورودیه ی گردان در مترو بگذرید
 

قطار محلی (در تمام ایستگاهها توقف می کند.)

To get from Union Square to 28th street, you should take a local subway.

برای رفتن از میدان Union به خیابان بیست و هشتم باید سوار متروی محلی شوی.


یک قطار سریع السیر که فقط در ایستگاههای خاصی توقف می کند و معمولا ایستگاههای شلوغی هستند.

The downtown express train will get you from 86th street to 59th street in a few minutes.

قطار سریع السیر مرکز شهر تا چند دقیقه ی دیگر از خیابان هشتاد و ششم به خیابان پنجاه و نهم می رسد.


این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک متروی خاص در نیویورک حرکت می کند.

Where can I get an uptown train?

کجا می توانم سوار قطار بالا شهر شوم؟


این نامها نشان دهنده ی مسیری است که یک مترو در مسیر ویژه ی بوستون حرکت می کند.

To get from Harvard Square to Boston Common, you need to take an inbound Red Line T.

برای رفتن از میدان Harvard به روستای بوستون، باید سوار مترویRed line  شوید.


کشیدن کارت، شما کارتتان را برای ورود به مترو در ماشین کارت خوان ورودیه می کشید

Many tourists have trouble swiping their fare card in the New York City subway.

اکثر جهان گردان در کشیدن کارت کرایه مترو در شهر نیو یورک مشکل دارند.


تاکسی گرفتن، با خبر کردن راننده تاکسی برای سوار شدن در آن

It’s almost impossible to hail a cab when it rains.

معمولا در زمان های بارش باران تاکسی گرفتن غیر ممکن است.


به راننده تاکسی می گویند

Cabbies in New York don’t like to make trips to Brooklyn because they think it’s a waste of time.

در نیو یورک راننده تاکسی ها علاقه ای به رفتن به Brooklyn ندارند چون به نظرشان وقت تلف کردن است.
 

 




به معنی منطقه، ناحیه یا همسایگی است

I will call you when I get to your neck of the woods.

وقتی به نزدیکی های شما رسیدم تماس میگیرم
 


توقف کوتاهی برای صرف غذا، نوشیدن یا حمام کردن
 
Can we make a pit stop at the next exit? I want to grab a snack.

آیا در خروجی بعدی می توانیم برای مدت کوتاهی توقف داشته باشیم؟ می خواهم یک خوراکی بگیرم.

 

آغاز کردن یک سفر

Come on, let’s hit the road. It’s already 10am and we need to be there by 2pm.

زود باش بیا بزنیم به جاده. الان ساعت 10 صبح است و تا 2 بعد از ظهر باید آنجا باشیم.

 

به مسافرتی که با ماشین و برای چند ساعت، یا حتی چند ماه انجام میشود میگویند.

We took a month-long road trip around the United States when we were in college.

وقتی دانشجو بودیم مسافرت یک ماهه ای را با ماشین دور ایالات متحده رفتیم.


به پر کردن کامل باک می گویند.

A: How much gas do you need?

چقدر بنزین نیاز دارید؟

B: Just fill it up, please!

پرش کنید لطفا!


به شروع یک مسافرت با ماشین می گویند.

After a weekend of classes, he was happy to leave and hit the open road.

بعد از یک هفته  کلاس های پشت سر هم، برای رفتن به مسافرت با ماشین بسیار خوشحال بود.
 

 





به رها شدن از زندگی روزمره و شروع یک سفر می گویند.

I have been working too hard this summer. I really need to get away.

من تمام طول تابستان را سخت کار کردم و نیاز به یک استراحت دارم.


به زمانی می گویند که در مسافرت هستید و دلتان برای خانه تنگ شده باشد.

The kid was homesick after two weeks at camp.

آن بچه بعد از دو هفته اقامت در اردوگاه دلش برای خانه تنگ شده بود.


چیزهایی که در سفر برای یادآوری خاطرات سفر میخرید را می گویند.

I bought a scarf as a souvenir when I went to France.

وقتی به فرانسه سفر کرده بودم یک روسری به عنوان سوغاتی خریدم.


وقتی شما اوقات سختی را در اقامت در جایی میگذرانید و خواستار سفر کردن و دیدن مکان های جدید هستید، می گویند که شما یک جا بند نمی شوید.

My friend Joe can’t stay in one place. He is always moving around. He has itchy feet.

دوستم جو نمی تواند در یک مکان بماند و همیشه دوست دارد به جاهای مختلف برود و یک جا بند نمی شود.


 مکانی که معمولا کسی به آنجا سفر نمی کند، 
دور افتاده

I don’t like to visit the usual tourist attractions. I prefer to go to places that are off the beaten path.

من زیاد به جاذبه های توریستی شناخته شده علاقه ندارم. ترجیح میدهم به مکانهای دور افتاده سفر کنم.


سبک سفر کردن، بدون بار و بنه مسافرت کردن

If you go hiking this summer, remember to travel light.

اگر این تابستان قصد رفتن به پیاده روی داری، بدون بار و بنه برو.